به نام دوستدار و شنونده دعا
دعاي كميل و ديگر ادعيه؛صرفاً به عنوان دعا و ذكر و مناجات نيستند، بلكه همه آنها به عنوان كتاب معرفت خدا، جهان و انسان ميباشند. البته انسان ممكن است در ابتدا از اين مطالب غافل باشد ولي به مرور زمان كه عقل و قلب و وجود خود را با اذكار و دعا و گريه و تضرع به درگاه حضرت حقّ، منوّر كند، اين معارف را درك خواهد كرد.
انسان همواره با يك نوع غفلت همراه است، مثل كسي كه بواسطه نور لامپ، اشياء خانه را مي بيند ولي از خود نور و منبع نور كه باعث ديدن اشياء است غافل است، ولي وقتي چراغ خاموش شود متوجه مي شود كه عامل اصلي ديدن او، نور بوده است. ما هم در اين دنيا همه اشياء و مخلوقات را احساس مي كنيم ولي از خود خالق و نور هستي غافل هستيم.
در دعاي كميل مي خوانيم:
و بنور وجهك الذي اضاء له كلّ شئ
يعني به نور توست كه همه چيز روشن و منور شده است.
اشتغال به موجودات و مخلوقات، ما را از اشتغال به خالق آنها محروم و غافل كرده است. در حالي كه اگر خدا يك لحظه فيض خود را قطع كند هيچ چيز باقي نخواهد ماند.
به اندك التفاتي زنده آرد آفرينش را اگر نازي كند از هم فرو پاشند قالب ها
ادعيه و اذكار راهي است كه ما را از غفلت، بيدار و هوشيار كرده و ما را متوجه منبع هستي مي كند.
به نام خالق یکتا و یگانه
مقدمه
از آغاز دوران و تاریخ تفکر و فلسفه به صورت علمی و ثبت شده که بعضی آنرا به قرن ششم قبل از میلاد بر می گردانند، موضوعات و مسائل مختلفی ذهن بشر را به خود جلب کرده و دل مشغولی انسان گردیده است و متفکران و فیلسوفان، تمام همّ و غمّ خود را صرف تحقیق و تفکر درباره آن موضوعات و پاسخ به سؤالات ذهن انسان پیرامون آن، کرده و به نتایجی درست یا غلط، تامّ یا غیر تامّ، روشن یا مبهم، قانع کننده یا غیر قانع کننده، ... رسیده و به این وسیله نام خود و نیز نظریه و دیدگاه خود را در تاریخ تفکر و فلسفه ثبت و ضبط کرده و ماندگار شدند.
چكيده
انسان دوراني كه ما در آن زندگي مي كنيم يعني دوران مدرن و يا پسا مدرن، با سؤالات و پرسش هاي اساسي و بنيادين مواجه و روبرو مي باشد. يكي از اين پرسش ها مسأله بنيان و بنياد جهان است. آيا جهان بنيان و بنيادي دارد؟ آيا حقيقتي بنيادين وجود دارد؟ آيا براي ارزش هاي اخلاقي و معارف قدسي، پايه و اساسي متعالي وجود دارد؟ آيا براي انسان و زندگي او معنايي وجود دارد و يا اين كه انسان گرفتار بحران معنا شده است؟ اين سؤالها و امثال اين ها، پرسش هايي است كه ذهن بشر امروز را به خود مشغول كرده است. اين پرسش ها و دغدغه ها و نگراني ها همه در ذيل پرسش از "نيهيليسم" قرار مي گيرند. نوشته حاضر به معنا و مفهوم اين پديده و دوران هاي آن و نيز به امكان گذر از آن و در نهايت به علل و عوامل آن مي پردازد.
كليد واژه ها: نيهيليسم، نيست انگاري، پوچ گرايي،سوبژكتيويسم
بنام ميزبان وصاحب ماه رمضان
براي انجام هر كاري نياز به آمادگي است. يعني قبل از هر كاري بايد براي آن، خودمان را آماده و مهيا كنيم. و هر چه آن كار مهمتر و خطيرتر باشد به همان ميزان آمادگي و استعداد براي آن هم مهمتر و خطيرتر است.
از همين جهت است كه در آيات و روايات نسبت به بعضي از امور دستور داده شده است و سفارش شده است كه انسان ها براي آن امور و كارها خود را آماده و مهيا كنند. بعضي از اين امور و كارها عبارتند از:
بنام خدا
انسان داراي دو خصوصيت و ويژگي مي باشد كه او را از ساير حيوانات جدا و متمايز مي كند.
خصوصيت اول انسان را به پرسش و سؤال كردن سوق ميدهد و با استفاده از خصوصيت دوم، انسان به دنبال جواب و پاسخ پرسش هاي خود مي رود.
بنابراين پرسش داشتن و به دنبال جواب و پاسخ پرسش هاي خود بودن از ويژگي هاي انسان است. به طوري كه بعضي از متفكرين، انسان را موجود پرسش گر معرفي مي كنند.
باسمه تعالي
أللهم فصلّ علي محمد امينك علي وحيك، و نجيبك من خلقك، و صفيّك من عبادك، إمام الرّحمة، و قائد الخير، و مفتاح البركة....
بارالها، پس درود فرست بر محمد كه امين وحي تو، و بزرگوارتر از تمام خلق تو، و بنده پسنديده در ميان عباد توست، آن پيشواي رحمت، و قافله سالار خوبي، و كليد بركت.....(دعاي دوم صحيفه سجاديّه)
يكي از راههاي شناخت انسانها، شناخت صفات و ويژگي هاي مختلف آنها مي باشد. پيامبر اسلام (ص) هم به عنوان يكي از انسانها ( البته انسان كامل و برتر و متعالي ) از اين قاعده عمومي مستثني نيست، لذا در اين نوشتار كه در مورد آن حضرت مي باشد به صورت گذرا به بعضي از صفات و خصوصيات آن حضرت اشاره مي شود.
بنام خدا
همه عالم مظهر و تجلی گاه اراده و خواست خداوند متعال می باشد، اما بعضی از امور هستند که اراده و خواست خداوند را بیشترظاهر و جلوه گر می سازند.
این همه عکس می و نقش مخالف که نمود
یک فروغ رخ ساقی است که در جام افتاد
یکی از این امور، جریان امامت امام جواد علیه السلام در سنّ کودکی است.
این قضیه و جریان سؤالات و اشکالات زیادی را به دنبال داشته است که شاید بتوان گفت مهمترین آنها عبارتند از:
بنام واحد احد
مقدمه
در طول تاریخ همواره انسان به خاطر داشتن ویژگی و سرمایه عقل و تفکر به مسائل و امور مختلفی اندیشیده است، و سئوالات و پرسش های فراوانی برای او پیش آمده که حسّ کنجکاوی و حقیقت جوئی انسان او را وادار کرده است که در پی حلّ و پاسخ آن سئوالات و مشکلات باشد. لذا از این جهت می توان تاریخ فلسفه به معنای أعم(نه به معنای عام یا خاص یا أخص) را همزمان با تاریخ تکوّن و حیات انسان دانست و دلیل بر این مدعا هم عقلی و برهانی است و نه استقرائی و تجربی، تا نیاز به تاریخ علم و فلسفه و دیگر تواریخ و یا اکتشافات علمی و تجربی باشد، چرا که عقل و تفکر و ناطقیت، فصل مقوّم و ذاتی انسان است، والذاتیّ لا یختلف و لا یتخلّف.
بنام
خالق کوثر
چارلز هورتون کولی(Cooley)، یکی از علمای اجتماعی می گوید:
"هر فردی خود را در آیینه دیگران می بیند و می شناسد."
فرض کنید در جهان ما هیچ شئ ایکه همچون آیینه، اشیاء دیگر را نشان دهد وجود نداشت، به نظر شما چه اتفاقی می افتاد؟
بنام تنها منعم
ولادیمیر ناباکوف(Vladimir Nabakov) نویسنده و منتقد بزرگ روسی الاصل و صاحب کتاب"درباره مسخ" می گوید:
"هر جا زیبایی هست، دریغ هم هست، به این دلیل ساده که زیبایی محکوم به فناست، زیبایی همیشه می میرد"
من به سخن حکیمانه و زیبای ناباکوف اضافه می کنم که نه فقط زیبایی بلکه مال و ثروت، علم و حکمت، قدرت و دولت، توانایی و مکنت، شهوت ولذت، جوانی و عمر، سلامتی و شادی، جلال و شوکت، ریاست وامارت، ...همه و همه همراه با یک دریغند. چرا که همه اینها در معرض فنا و نیستی هستند وهیچ چیزی جز خدا پایدار نیست.